در خانه ی مروارید
بین سقف و زمین
غریبه است
دیوار شائن و فاصله
دیواری نیست
دیوار
همان هم اغوشی زمین و سقفست
شاید دست در دست یکدیگر داشتن
اگر شهر من صدف بود
اگر اینجا صدف
اگر ادم ها صدف را رفتار می کردند
شاید من هم مروارید
مروارید می شدی
به یک ریسمان اویزان
و جدایی ها تبعید می شدند از خشکی ذهن
مگر انکه پاره شود
ریسمان گردن اویز نبض ها
+ نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 16:12 توسط الف.باران |